سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی
درباره وبلاگ
لینک دوستان
ویرایش
پیوندهای روزانه
ابر برچسب ها
لوگوی دوستان
امکانات دیگر

 


      

عباس

ششم بهمن سالروز شهادت طلبه شهید عباس افشار گرامی باد


      
  • r
  • بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم
    به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

    حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند. سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.

    این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟

    شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

    خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

    من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

    سیّدعلی خامنه‌ای
    1393/11/1

 

متن انگلیسی این پیام تاریخی را ببینید:

 In the name of God, the Beneficent the Merciful

To the Youth in Europe and North America,

The recent events in France and similar ones in some other Western countries have convinced me to directly talk to you about them. I am addressing you, [the youth], not because I overlook your parents, rather it is because the future of your nations and countries will be in your hands; and also I find that the sense of quest for truth is more vigorous and attentive in your hearts.

I don’t address your politicians and statesmen either in this writing because I believe that they have consciously separated the route of politics from the path of righteousness and truth.

I would like to talk to you about Islam, particularly the image that is presented to you as Islam. Many attempts have been made over the past two decades, almost since the disintegration of the Soviet Union, to place this great religion in the seat of a horrifying enemy. The provocation of a feeling of horror and hatred and its utilization has unfortunately a long record in the political history of the West.

Here, I don’t want to deal with the different phobias with which the Western nations have thus far been indoctrinated. A cursory review of recent critical studies of history would bring home to you the fact that the Western governments’ insincere and hypocritical treatment of other nations and cultures has been censured in new historiographies.

The histories of the United States and Europe are ashamed of slavery, embarrassed by the colonial period and chagrined at the oppression of people of color and non-Christians. Your researchers and historians are deeply ashamed of the bloodsheds wrought in the name of religion between the Catholics and Protestants or in the name of nationality and ethnicity during the First and Second World Wars. This approach is admirable.

By mentioning a fraction of this long list, I don’t want to reproach history; rather I would like you to ask your intellectuals as to why the public conscience in the West awakens and comes to its senses after a delay of several decades or centuries. Why should the revision of collective conscience apply to the distant past and not to the current problems? Why is it that attempts are made to prevent public awareness regarding an important issue such as the treatment of Islamic culture and thought?

You know well that humiliation and spreading hatred and illusionary fear of the “other” have been the common base of all those oppressive profiteers. Now, I would like you to ask yourself why the old policy of spreading “phobia” and hatred has targeted Islam and Muslims with an unprecedented intensity. Why does the power structure in the world want Islamic thought to be marginalized and remain latent? What concepts and values in Islam disturb the programs of the super powers and what interests are safeguarded in the shadow of distorting the image of Islam? Hence, my first request is: Study and research the incentives behind this widespread tarnishing of the image of Islam.

 

My second request is that in reaction to the flood of prejudgments and disinformation campaigns, try to gain a direct and firsthand knowledge of this religion. The right logic requires that you understand the nature and essence of what they are frightening you about and want you to keep away from.

I don’t insist that you accept my reading or any other reading of Islam. What I want to say is: Don’t allow this dynamic and effective reality in today’s world to be introduced to you through resentments and prejudices. Don’t allow them to hypocritically introduce their own recruited terrorists as representatives of Islam.

Receive knowledge of Islam from its primary and original sources. Gain information about Islam through the Qur’an and the life of its great Prophet. I would like to ask you whether you have directly read the Qur’an of the Muslims. Have you studied the teachings of the Prophet of Islam and his humane, ethical doctrines? Have you ever received the message of Islam from any sources other than the media?

Have you ever asked yourself how and on the basis of which values has Islam established the greatest scientific and intellectual civilization of the world and raised the most distinguished scientists and intellectuals throughout several centuries?

I would like you not to allow the derogatory and offensive image-buildings to create an emotional gulf between you and the reality, taking away the possibility of an impartial judgment from you. Today, the communication media have removed the geographical borders. Hence, don’t allow them to besiege you within fabricated and mental borders.

Although no one can individually fill the created gaps, each one of you can construct a bridge of thought and fairness over the gaps to illuminate yourself and your surrounding environment. While this preplanned challenge between Islam and you, the youth, is undesirable, it can raise new questions in your curious and inquiring minds. Attempts to find answers to these questions will provide you with an appropriate opportunity to discover new truths.

Therefore, don’t miss the opportunity to gain proper, correct and unbiased understanding of Islam so that hopefully, due to your sense of responsibility toward the truth, future generations would write the history of this current interaction between Islam and the West with a clearer conscience and lesser resentment.

Seyyed Ali Khamenei
21st Jan. 2015

منبع: khamenei.ir


      

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت (ع) ـ ابنا ـ امیر سلمان بن عبدالعزیز آل سعود 79 ساله که بامداد جمعه در پی درگذشت عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان سعودی شد، ضمن داشتن مسند ولیعهدی، از سال 2012 وزیر دفاع این کشور هم بود.

 

 

 

 

سلمان برادر ناتنی ملک عبدالله و بیست و پنجمین فرزند عبدالعزیز آل سعود بنیانگذار عربستان و برادر تنی ملک فهد (شاه سابق) و نایف و سلطان (دو ولیعهد سابق ملک عبدالله) است. مادر وی «حصه بنت احمد السدیری» است.

امیر سلمان پیش از این ولیعهد سعودی و سه دوره حاکم ریاض بود و تصدی وزارت دفاع عربستان را نیز برعهده داشته است.

وی از مهم‌ترین ارکان خاندان سلطنتی عربستان سعودی به شمار می‌رود و یکی از افرادی است که به آن‌ها «هفت سدیری» گفته می‌شود؛ منظور‌‌ همان فرزندان ذکور ملک عبد العزیز از همسرش «حصه» هستند.

سلمان تحصیلات مقدماتی خود را در مدرسه امرا و شاهزادگان در ریاض سپری کرد. در 16 مارس 1954 هنگامی که به نیابت برادر تنی خود «نایف بن عبد العزیز» به امیری ریاض پایتخت عربستان رسید، وارد دنیای سیاست شد.

سلمان بن عبد العزیز مالک 10 درصد سهام مجموعه سعودی بازاریابی و تحقیقات است که روزنامه فرامنطقه‌ای «الشرق الاوسط» جزو تملک این مجموعه به شمار می‌رود.

وی با اینکه سهامی اندکی از این روزنامه را در اختیار دارد، اما از طریق پسرش «فیصل» بر گرایش‌های فکری و سیاسی این روزنامه حاکم است.

سلمان تاکنون سه بار ازدواج کرده است. نخستین همسر وی «سلطانة بنت ترکی بن أحمد السدیری» بود که فوت کرده و از او دارای 6 فرزند به نام‌های امیر فهد، امیر سلطان، امیر أحمد، امیر عبدالعزیز، امیر فیصل و شاهزاده حصه است.

همسر دوم سلمان «فهده بنت فلاح بن سلطان» از خاندان «آل حثلین» است که از او نیز دارای 6 فرزند به نام‌های امیر محمد، امیر ترکی، امیر خالد، امیر نایف، امیر بندر و امیر راکان است.

اما همسر سوم سلمان «سارة بنت فیصل بن ضیدان أبو اثنین السبیعی» است که وی را طلاق داده و امیر سعود تنها فرزند وی از این ازدواج است.

امیر سلمان در حالی به مسند پادشاهی عربستان رسیده که با 79 سال سن، دارای مشکلات جسمانی است به طوری که برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد وی به دلیل بیماری «آلزایمر» قادر به اداره حکومت نیست.


      


1-چرا در مراسم بزرگداشت حماسه حسینی(ع) که همه ساله در سراسر جهان‌اسلام برپا می‌شود و دهها میلیون نفر علیه قاتلان اباعبدالله الحسین(ع) به کوچه و خیابان آمده و جنایت وحشیانه آنان را محکوم می‌کنند، به طرفداران شمر و یزید و ابن‌سعد و ابن‌زیاد و حرمله و... اجازه داده نمی‌شود که در میان توده‌های عظیم و انبوه مردم عزادار حضور یافته و از خود دفاع کنند؟ و مثلا برای مردم توضیح بدهند که چرا در عاشورای سال 61 هجری، خون پاک فرزند رسول‌خدا(ص) و اصحاب و یاران او را برزمین ریخته‌اند؟ و چرا سرهای مطهر آنان را از بدن جدا کرده، خیمه‌ها را به آتش کشیده و زنان و کودکان  را به اسارت برده‌اند؟ شاید آنها برای آنچه در آن روز مرتکب شده بودند، دلیل قانع‌کننده‌ای داشته باشند؟! که اگر فرصت و امکان ارائه دلایل و نظرات خود را پیدا کنند، قضاوت مردم درباره آنها تغییر کند! از کجا معلوم که تقصیر اصلی با اردوگاه امام حسین(ع) نبوده است؟! و یا بخشی از گناه آن جنایت وحشیانه به خاطر برخی از اقدامات در همین اردوگاه نبوده باشد؟!
چرا با خواندن این چند سطر عصبانی شده و با خشم ابرو در هم کشیده‌اید؟! و نگارنده را احمق! و یا دستکم، دیوانه تصور می‌کنید؟! و این احتمال را پیش می‌کشید که شاید طرح‌کننده این سوال با اردوگاه یزید و ابن‌زیاد سر و سرّی داشته باشد؟!
حتما در پاسخ خواهید گفت؛
اولا؛ رذالت و خباثت شمر و یزید و ابن‌سعد به اندازه‌ای آشکار و بدیهی است که کمترین نیازی به اثبات ندارد و نه فقط یک یا دو یا ده یا صد، بلکه هزاران دلیل و سند غیرقابل انکار از جنایت وحشیانه‌ای که یزیدیان نسبت به خاندان رسالت و همه انسان‌ها از عصر عاشورا تا عصر حاضر مرتکب شده‌اند، حکایت می‌کند. به گونه‌ای که جزئی‌ترین ابراز تردید در آن، تنها می‌تواند ناشی از حماقت، دیوانگی و یا مأموریت و وابستگی تردید‌کننده تلقی شود.
ثانیا؛ خواهید گفت؛ که اردوگاه سیدالشهداء علیه‌السلام غیر از سخنان و بیانات حضرت اباعبدالله(ع) و برخی از یارانش که آنهم در همهمه و شیهه اسبان مهمیز خورده گم می‌شد، هیچ تریبون دیگری نداشت ولی در همان حال اردوگاه یزیدیان از تمامی تریبون‌های آن روز برای تبلیغ نظر و ادعای وارونه خود علیه اردوگاه حسینی(ع) برخوردار بود. سگ‌ها را گشاده و سنگ‌ها را بسته بودند.  بنابراین آنچه نیاز به بازخوانی دارد، مظلومیت مولای شهید ما حسین بن علی(ع) است و آنچه نباید به فراموشی سپرده شود- تا فرصت تکرار نیابد-  شرح و تفصیل جنایات وحشیانه یزید و شمر و عمرسعد و ابن‌زیاد و حرمله و... است. مگر آن حرامیان تاریخ، غیر از آنچه با صدای بلند و در همه جهان آن روز اسلام عربده کشیده‌اند، سخن ناگفته دیگری دارند که فرصت گفتن نیافته باشند؟!
ثالثا؛ شاید بگویید؛ مگر تاکنون در هیچیک از مراسم بزرگداشت حماسه حسینی(ع) شرکت نکرده و در سوگ او حضور نداشته‌ای؟! و مگر نمی‌بینی که در این مراسم فراگیر و در عزای سالار شهیدان، بیشتر از آنچه درباره مظلومیت مولای شهیدمان حسین بن علی(ع)  و علت قیام آن بزرگوار گفته می‌شود، از انگیزه یزیدیان در قتل مولای شهید(ع) و به اصطلاح دلایلی که برای ارتکاب آن جنایت بزرگ تاریخی آورده بودند، سخن در میان است. و تمامی آنچه درباره انگیزه اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام از قیام و انگیزه و چرایی ارتکاب آن جنایت از سوی حرامیان، گفته و نوشته می‌شود، مستند به اسناد غیرقابل خدشه و مکتوب و مضبوط است. بنابراین، چرا تصور می‌کنید و به دروغ حنجره پاره می‌کنید که یزیدیان فرصت اعلام نظر و دفاع از خود را نداشته‌اند و پیروان اباعبدالله الحسین(ع) درباره واقعه عاشورای سال 61 هجری، یکطرفه به قاضی رفته و شمر و یزید و ابن‌سعد و ابن‌زیاد و بقیه حرامیان را محکوم می‌کنند!
بسیار خوب! نگارنده از ادعای کاذب خود دست می‌کشد و استدلال شما را قاطع، غیرقابل خدشه و پذیرفتنی می‌داند. اما آنچه نگارنده، مطرح کرده است، فقط یک ادعای کاذب و سؤال جعلی است که منظور از طرح آن، شنیدن هزارباره استدلال‌ها و نظرات منطقی و مستحکم شما بوده است وگرنه، نگارنده نیز از ژرفای دل با شما عزیزان همراه و هم‌عقیده  است و برای مزید اطلاع شما، این توفیق حداقلی را دارد که با هربار نوشیدن آب، به ساحت مقدس اباعبدالله‌الحسین(ع) سلام و بر قاتلان آن امام مظلوم و شهید لعن و نفرین بفرستد. حتما می‌پرسید، در حالی که پاسخ ادعای کاذب و پرسش جعلی خود را می‌دانی از طرح آن چه انگیزه‌ای داشته‌ای؟! جواب آن است که  دیروز یکی از نمایندگان مجلس که مدعی است هوشمند! و عاقل! و غیروابسته است، سؤال مضحک فوق را که پاسخی بدیهی دارد، برای تبرئه سران فتنه آمریکایی، اسرائیلی 88 و پاک‌کردن داغ ننگ وطن‌فروشی آنان بر زبان آورده و این واقعیت را نادیده گرفته است که اصحاب فتنه نه فقط از دهها رسانه و سایت اینترنتی داخلی برای پمپاژ ادعای دروغ تقلب و تلاش برای براندازی نظام برخوردار بوده‌اند بلکه تمامی‌ رسانه‌های پردامنه دشمنان بیرونی نظیر بی‌بی‌سی‌ فارسی، صدای آمریکا، العربیه فارسی، یورو نیوز فارسی، رادیو زمانه، رادیو و تلویزیون اسرائیل، شبکه‌های تلویزیونی کشورهای عربی و دهها شبکه تلویزیونی فارسی زبان در آمریکا و اروپا، شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک، توئیتر و... نیز در خدمت همین پادوهای وطن‌فروش بوده است. ضمن آن که آزادانه هر از چند روز بیانیه صادر کرده، مصاحبه می‌کردند و... گفتنی است که «گوگل» بزرگترین و معروفترین موتور جستجوگر، سرویس «ترجمه فارسی- GOOGLE   TRANSLATE -» را اختصاصا و با اعلام قبلی برای حمایت از سران فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 راه‌اندازی کرده بود و فیس‌بوک به دستور رسمی وزارت خارجه آمریکا تعمیرات سالانه خود را با همین منظور به بعد موکول کرده بود و...
2- چرا مأموران انتظامی در مرزها به قاچاقچیانی که به سوی مرزبانان آتش گشوده بودند، اجازه نمی‌دادند ابتداء درباره انگیزه خود از  حمله به مرزبانان توضیح بدهند و بعد مانع آتش‌افروزی آنان شوند؟! و یا چرا رزمندگان اسلام در جریان جنگ تحمیلی بی‌آن که درباره علت حضور نظامیان دشمن در جبهه نبرد توضیح بخواهند به سوی آنها شلیک می‌کردند؟ و یا چرا پلیس بعد از اسارت سارقان مسلح و قاتلان محارب، آنان را بدون محاکمه در زندان نگاه می‌دارد؟! پاسخ این لاطائلات بدیهی‌تر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد. چرا که افراد یاد شده مرتکب جرم مشهود شده بودند که در حال محاربه مستوجب قتل بوده‌اند و در غیر اینصورت مظلومان را به قتل می‌رساندند - که رساندند- و در حال اسارت محاکمه آنان فقط برای تعیین مجازات بود و نه اثبات جرم.
دیروز آقای علی مطهری، همان نماینده یاد شده از تریبون مجلس و برای چندمین ‌بار اعلام کرد که حصر سران فتنه بدون حکم قضایی بوده و غیرقانونی است! و این واقعیت ملموس را نادیده گرفت که سران فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 به گواهی صدها سند غیرقابل انکار تحت مدیریت مستقیم مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس و با هدف براندازی نظام دست به وطن‌فروشی و جنایت زده‌اند و جرایم و جنایات مشهودی نظیر ادعای تقلب در انتخابات - فرمول دیکته شده جرج سوروس صهیونیست به خاتمی و دستورالعمل آشکار ریچارد رورتی به فتنه‌گران- دریافت کمک مالی کلان از ملک‌عبدالله سعودی و چند کشور اروپایی، حمایت آشکار از اسرائیل و آمریکا، قتل مردم کوچه و بازار، آتش زدن مسجد، آشوب خیابانی، اهانت به ساحت مقدس عاشورای حسینی(ع)، سنگباران نمازگزاران عاشورا، پاره و لگدمال کردن عکس مبارک حضرت امام(ره)، اعلام آشکار محاربه با نظام اسلامی - شعار انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است- و دهها جنایت دیگر فقط بخشی از جرم غیرقابل اغماض آنان است تا آنجا که نتانیاهو از آنها با عنوان «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران» یاد کرد و اوباما، حمایت از سران فتنه را با ذکر نام، وظیفه استراتژیک آمریکا دانست و...
آیا سران فتنه فقط به خاطر بخش اندکی از این همه جنایت، مستحق چندین‌ بار اعدام نیستند؟ ضمن آن که قانونی بودن شورای عالی امنیت ملی و ضرورت اجرای تصمیمات آن در قانون اساسی تصریح شده است و رئیس قوه قضائیه که بالاترین مقام قضایی است از جمله اعضای این شورا می‌باشد.
آقای علی مطهری، از قانون سخن می‌گوید و توضیح نمی‌دهد که آیا سران و عوامل فتنه حاضر به پذیرش حکم قانون هستند؟! و اگر بودند، چرا درباره ادعای تقلب- که خود با عمل خویش و در مواردی با بیان صریح آن را تکذیب کرده‌اند- حاضر به پذیرش قانون و طی روال قانونی تصریح و شناخته شده نبودند؟ و...
3- و بالاخره اگرچه دراین‌باره گفتنی بسیار است ولی تنها به نکته‌ای که هوشیاری آقای علی مطهری در اظهارنظر را می‌طلبد، اشاره می‌کنیم و آن، این که، آنچه ایشان هر از چند گاه مطرح می‌کند و مانند اظهارات دیروز وی بلافاصله با استقبال گسترده رسانه‌های آمریکایی و صهیونیستی روبرو شده و با کف و سوت گروههای ضدانقلاب همراهی می‌شود، حاوی هیچ نکته تازه و یا سخن ناگفته‌ای نیست بلکه نظیر آن بارهاوبارها از سوی دیگران مطرح شده و بی‌اعتنایی رسانه‌ها و محافل دشمنان اسلام و انقلاب و نظام را در پی داشته است. بنابراین بدون کمترین تردیدی می‌توان نتیجه گرفت که اظهارات ایشان به خودی خود برای دشمنان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنها کمترین ارزش و اهمیتی ندارد و اگر چنین بود، چرا وقتی مشابه همین اظهارات از سوی دیگران مطرح می‌شود، به آن اعتنایی نمی‌کنند؟ پاسخ فقط به فقط در انتساب آقای علی مطهری به بیت شریف استاد بزرگوار، آیت‌الله شهید مطهری است. توضیح آن که رسانه‌ها و محافل بیگانه و ضدانقلابیون وابسته به آنها بدون استثناء در نقل قول از ایشان تاکید می‌کنند، آقای علی مطهری فرزند آیت‌الله مطهری و به سختی می‌توان حتی یک نمونه را یافت که قید یاد شده را نداشته باشد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که جناب علی مطهری بدون انتساب به پدربزرگوار و شهیدشان نزد رسانه‌ها و محافلی که برای ایشان کف و سوت می‌زنند، اهمیتی ندارد.
و باید از ایشان پرسید که اولا؛ دیدگاه‌ها و نظرات وی چه نسبتی با دیدگاه‌ها و نظرات استاد شهید دارد ثانیا؛ اگر انتساب نسبی وی با استاد شهید نادیده گرفته شود، چه باقی می‌ماند؟!  ثالثا؛ مگر نه اینکه در کلام خدا به صراحت آمده است؛ ان‌اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه «نزدیکترین انسان‌ها به حضرت ابراهیم(ع) کسانی هستند که از آن پیامبر بزرگوار پیروی می‌کنند» و نه کسانی که با آن پیامبر اولوالعزم فقط رابطه نسبی داشته‌اند. و رابعا؛ آیا جناب ایشان به این نکته توجه کرده است که چرا قاتلان استاد شهید مطهری، از اظهارات وی ذوق‌زده شده و برایش کف می‌زنند؟! و خامسا؛ آقای علی مطهری، غیر از مطالعه آثار شهید مطهری- اگر آنها را مطالعه کرده باشند!- چه کانال دیگری برای درک و فهم نظرات آن بزرگوار داشته‌اند؟ چرا که سن ایشان به بهره‌گیری از محضر مستقیم استاد، قد نمی‌دهد بنابراین باید بپذیرند اگر قرار به بهره‌گیری از طریق آثار استاد باشد، دیگران به مراتب از ایشان به دیدگاه‌ها و نظرات استاد شهید نزدیکتر هستند.


توسط : اندیشه |   نظر بدهید
      

بی‌بی‌سی فارسی ارگان رسانه‌ای انگلیس در این راستا با استقبال از اقدامات مطهری و سخنان وی در مجلس با ارائه تاریخچه‌ای از این سخنان نوشت: علی مطهری بارها گفته است که ادامه حصر این سه نفر «غیر قانونی» است و جمهوری اسلامی هزینه زیادی بابت این حصر می‌پردازد. به اعتقاد او این سه نفر باید در دادگاهی قانونی همراه با محمود احمدی‌نژاد، کاندیدای دیگر انتخابات ریاست جمهوری به طور علنی محاکمه شوند.
رادیو فردا نیز ضمن بازتاب سخنان علی مطهری نوشت: آقای مطهری پیش از این بارها خواستار رفع حصر یا محاکمه رهبران معترض به نتایج انتخابات 88 در کنار محمود احمدی‌نژاد به عنوان یکی دیگر از مسببان حوادث پس از انتخابات 88 شده ‌است. روزآنلاین نیز به یوم‌الشیطان نامیده شدن 9دی از سوی علی مطهری پرداخته و نوشت: وقتی علی مطهری در نطق خود در خصوص حصر موسوی و کروبی سخنانی را مطرح کرد و درباره روز 9 دی گفت که این روز یوم‌الله نبود بلکه یوم‌الشیطان بود با شعارهای نمایندگان مبنی بر مرگ بر ضد ولایت فقیه و مرگ بر فتنه‌گر مواجه شد و برخی نمایندگان به سمت او حمله‌ور شدند و درگیری فیزیکی رخ داد. سایت‌های منتسب به سران فتنه از جمله جرس و کلمه نیز با تمجید‌های فراوان از علی مطهری وی را فرزند ملت خطاب کرده و مدعی نقض آشکار قانون اساسی از سوی نمایندگانی شدند که اجازه ادامه هتاکی‌های علی مطهری را ندادند.  این رسانه‌ها حتی در اقدامی طنزآمیز پای را فراتر نهاده و اقدام نمایندگان در مقابله با نطق علی مطهری را با ترورهای اخیر فرانسه مرتبط دانستند!
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز در گزارشی از تهران به ماجرای نطق دیروز مطهری پرداخته و ضمن تمجید از وی، به حمایت از سران فتنه و مظلوم‌نمایی درباره آنان پرداخت. اما مطهری در مجلس چه گفت که این گونه در رسانه‌های ضد انقلاب بازتاب یافته و ذوق‌زدگی آنان را به همراه داشت؟!
علی مطهری در سخنان خود دولت را در زمینه برداشت غیرقانونی از صندوق توسعه ملی محکوم کرده و خواستار پذیرش اشتباه از سوی دولت شد؛ او همچنین خواستار برخورد با بی‌حجابی، بدحجابی و ساپورت‌پوشان شد و همچنین از جشنواره عمار تقدیر کرد؛ او درباره وحدت اسلامی نیز نظراتی را مطرح کرد ولی هیچ کدام اینها در رسانه‌های ضد انقلاب بازتابی نیافت و تنها سخنان او علیه نظام اسلامی و در حمایت از سران فتنه به تیتر رسانه‌های بیگانه تبدیل شد.
محکومیت همزمان ترور در فرانسه
و انتشار کاریکاتورهای توهین‌آمیز
سخنرانی علی مطهری در مجلس شورای اسلامی و در حمایت از سران فتنه با واکنش قاطع و گسترده نمایندگان ملت مواجه شده و نمایندگان با شعار مرگ بر فتنه‌گر سخنان مطهری را قطع کردند.
به گزارش فارس، علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در نطق میان‌دستور خود در صحن علنی مجلس ضمن محکوم کردن حمله تروریستی در فرانسه اظهار داشت: البته اقدامات نشریه شارلی ‌ابدو در انتشار کاریکاتورهای توهین‌آمیز به ساحت پیامبر اعظم نیز شدیدا محکوم می‌شود.
علی مطهری و یوم‌اللهی که یوم‌الشیطان خوانده شد!
مطهری در بخش دیگری از نطق خود با اشاره به ایام 9 دی مدعی شد: صدا و سیما در ایام 9دی بر طبل تفرقه کوبید در حالی که 9 دی مردم فارغ از اقدامات تفرقه‌افکنانه دو طرف فتنه برای وحدت به خیابان آمدند و اگر این حرکت مردم به گونه‌ای دیگر تفسیر شود این روز یوم‌الله نیست بلکه یوم‌الشیطان است!
وی در ادامه در تذکری به دولت در مسئله برداشت 4/1 میلیارد از صندوق توسعه ملی اظهار داشت: دولت در مسئله 4/1 میلیارد به جای مجادله و ایجاد تنش در کشور باید صداقت به خرج می‌داد و با اعتراف به اشتباه بانک مرکزی این موضوع را حل می‌کرد و ما انتظار نداریم که اقدامات دولت قبل در این دولت نیز تکرار شود.
مطهری همچنین در تذکر دیگری به وزیر کشور گفت: معاون سیاسی چندین ماه است که معرفی نشده و همین مسئله کفایت وزیر کشور را زیر سوال برده و لازم است در اسرع وقت فردی فراجناحی در این سمت انتخاب شود.
وی همچنین ادامه داد: چند ماه پیش بود که وزیر کشور به دلیل عدم توجه جدی به بحث حجاب از مجلس کارت زرد گرفت و در آن ایام تاکید شد که باید کاری برای جلوگیری از رواج پدیده پوشیدن ساپورت در خیابان‌ها انجام شود اما اقدامی در این زمینه صورت نگرفت.
مطهری در بخش دیگری از نطق خود برگزاری جشنواره عمار را قابل تقدیر و تحسین دانست و افزود: باید این مسئله مورد تقدیر قرار گیرد که عده‌ای از سینماگران دلسوز که معتقد به جمع شدن ایدئولوژی و هنر هستند بدون آه و ناله وارد عرصه فیلمسازی شده‌اند و فیلم مطلوب خود را می‌سازند؛ این حرکت باید مورد حمایت وزارت ارشاد قرار گیرد.
وی در بخش پایانی نطق خود با اشاره به موضوع حصر سران فتنه گفت: اینجانب حصر خانگی آقایان موسوی، کروبی و خانم رهنورد را پس از پایان آشوب‌های خیابانی بدون حکم قضایی خلاف اصول متعدد قانون اساسی دانسته و ادامه آن را به زیان انقلاب اسلامی
می‌دانم.
مطهری  ادامه داد: معتقدم در این زمینه شورای عالی امنیت ملی به ریاست رئیس‌جمهور و قوه قضاییه کوتاهی کردند.
شعار مرگ بر فتنه‌گر نمایندگان
نطق حامی فتنه را کور کرد
بنابر این گزارش، پس از طرح این موضوع از سوی علی مطهری تعدادی از نمایندگان با اعتراض شدید به این اظهارات خواستار پایان یافتن نطق وی شدند.
حجت‌الاسلام سید‌ محمد‌حسن ابوترابی که ریاست جلسه علنی دیروز  مجلس را برعهده داشت، پس از تشنج در هنگام نطق جنجالی علی مطهری نماینده مردم تهران اعلام تنفس جلسه علنی را اعلام کرد و نشست پارلمان غیرعلنی شد.
بر اساس این گزارش، هنگامی که علی مطهری سخن از خلاف قانون بودن حصر سران فتنه گفت، نمایندگان با فریاد‌های (دو-دو) و «مرگ بر فتنه‌گر» مانع از ادامه نطق او شدند که در اینجا ابوترابی در تذکری به مطهری گفت که شما در فضای واقعی کشور قرار دارید و آنچه در مورد این افراد انجام شده با نهایت رحمت اسلامی و با توجه به مسائل ملی انجام شده است و اگر اراده نظام به رأفت نبود، قطعا به گونه‌ای دیگر انجام می‌شد.
وی ادامه داد: شما وقتی در جریان این واقعیت هستید می‌دانید که این احکام براساس اختیارات شرعی و قانونی بوده است و نطق شما اعتراض مردم را در پی دارد و نمایندگان هم از سوی همین مردم انتخاب شدند، از شما انتظار می‌رود که مصالح ملی و قانونی را رعایت کنید.
بر اساس این گزارش، با فریادهای دو- دو و مرگ بر فتنه‌گر نمایندگان مطهری نتوانست نطق خود را ادامه دهد و تعداد زیادی از نمایندگان همچون نعیمی رز، قاضی‌پور، موسوی‌نژاد، حاجی‌دلیگانی و ... پای تریبون جمع شده و با شعار مرگ بر فتنه‌گر خواهان پایین آمدن علی مطهری شدند و تنی چند همچون عابد فتاحی سعی در میانجیگری داشتند.
تشنج در مجلس
 و جلسه غیرعلنی نمایندگان
این گزارش حاکی است فتح‌الله حسینی و عزیز اکبریان نمایندگان قصرشیرین و کرج که برای دعوت از علی‌ مطهری به منظور پایین آمدن از پشت تریبون رفته بودند، با برخورد شدید فیزیکی از سوی او مواجه شد.
مسئولان حفاظت مجلس پس از این اتفاقات همه میهمانان حاضر در جلسه، خبرنگاران، تصویر‌برداران و عکاسان را از صحن علنی بیرون کردند. جمع کثیری از وکلای ملت پس از متشنج شدن فضای صحن علنی مقابل جایگاه هیأت‌ رئیسه تجمع کردند و شعارهایی مانند «مرگ بر منافق»، «مرگ بر ضد ولایت فقیه»، «مرگ بر فتنه‌گر» و «الله‌اکبر» سر دادند.
سپس ابوترابی‌ فرد ضمن دعوت وکلای ملت به حفظ آرامش و جلوس آنها بر صندلی‌هایشان، گفت: آقای مطهری بنده اعلام تنفس کردم و جلسه را به پایان رساندم، بنده ادامه صحبت‌های شما را به مصلحت نمی‌دانم. این جمله ابوترابی فرد با احسنت احسنت و الله‌اکبر وکلای ملت مواجه شد.
ابوترابی‌فرد همچنین گفت: قصد ما این نیست که بخواهیم فضای مجلس را متشنج کنیم، مصالح ملی و رعایت مصلحت مجلس و نمایندگان جزو وظایف ماست و شما هم باید در این زمینه همکاری کنید، نکند خدای ناخواسته در جایگاهی عمل کنیم که مصلحت کشور نیست، حصر موسوی و کروبی تصمیم نظام است که براساس نهایت رافت و رحمت اخذ شده است، تصمیم نظام با نگاه به مصالح ملی و منافع ملی گرفته شده است و در این تردیدی وجود ندارد.
سپس ثروتی، پزشکیان و جهانگیرزاده سراغ علی مطهری رفتند تا با او صحبت و وی را به آرامش دعوت کنند.
گفتنی است تعدادی از نمایندگان نیز در نطق‌های خود به علی مطهری و دفاع وی از فتنه‌گران پاسخ گفتند.
علیرضا مرندی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در این راستا گفت: از آنجا که فتنه‌گران قانون‌شکنی‌های فراوان داشتند، طبیعی است که آنها قابل بخشش نیستند و جای تعجب است که بعضی برای مطرح کردن خود یا رضایت بیگانگان هنوز از آنها حمایت می‌کنند.
جواد جهانگیرزاده نماینده مردم ارومیه نیز اظهار داشت:  جمهوری اسلامی در ارتباط با فتنه‌گران و سران فتنه سر سوزنی مرتکب خلاف قانون نشده است.
نطق مطهری توسط هیئت نظارت
 بررسی می‌شود
عضو هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان از بررسی نطق علی مطهری در مجلس، در جلسه این هیئت خبر داد.
حجت‌الاسلام موسی غضنفرآبادی نماینده مردم بم در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با فارس با اشاره به نطق میان‌دستور علی مطهری در جلسه علنی دیروز مجلس گفت: هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان در جلسات بعدی خود مطالب عنوان شده توسط علی مطهری در نطق وی در جلسه علنی دیروز مجلس را مورد بررسی قرار خواهد داد. وی افزود: هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان پس از بررسی موضوع نظر خود را در این ارتباط که نطق وی در چارچوب وظایف نمایندگی بوده یا نه را اعلام خواهند کرد.
مصوبات نمایندگان در جلسه علنی یکشنبه
نمایندگان مجلس در جلسه علنی دیروز خانه ملت در ادامه بررسی لایحه خروج از رکود تغییر قرارداد دستگاه‌های دولتی را مشروط به جبران خسارت یا جلب رضایت طرف مقابل قرارداد کردند.
مجلسی‌ها همچنین با تغییر کاربری برای احداث یا توسعه واحدهای صنعتی و معدنی دارای مجوز از وزارت صنعت، معدن و تجارت مخالفت کرده و آن را برای بررسی بیشتر به کمیسیون مشترک ارجاع دادند.
نمایندگان مجلس از سوی دیگر با ارجاع نحوه تغییر قوانین کار و تأمین اجتماعی به کمیسیون مشترک مجلس برای بررسی بیشتر موافقت کردند و فعلاً این مواد را در لایحه خروج از رکود مراعی گذاشتند.


      

امام

امام خامنه ای:
یکی از خصوصیاتی که در حادثه‌ی 9 دی هست، که باز آن را کاملاً به حوادث انقلاب نزدیک میکند، مسئله‌ی عاشوراست. یعنی در حوادث اول انقلاب هم محرّم پیش آمد و امام آن نکته‌ی عظیمِ عجیبِ تاریخی را بیان کردند: «ماهی که خون بر شمشیر پیروز است». 1390/09/21

سالروز حماسه 9 دی روز بصیرت گرامی باد


توسط : اندیشه |   نظر بدهید
      

هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت، از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایش‌ها و تحقیقات به فرانسه منتقل شود.
هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست، بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.

پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستان‌شناس به همراه بهترین جراحان و کالبدشکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.

رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد را داشتند او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود 2
تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب، نتایج نهایی ظاهر شد؛ بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده‌اند. اما مسئله‌ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالم‌تر از سایر اجساد باقی مانده، درحالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است.

ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.

در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه‌ی او بعد از مرگ را خبر داده است. 3
یرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال می‌کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898میلادیکشفشده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟

چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟

موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر می‌‌کرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد بعد از غرق سخن می‌گوید در حالی‌که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما از نجات جسد هیچ سخنی بمیان نمی‌آورد و با خود می‌گفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟

و آیا ممکن است که حضرت محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟

او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.

پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم گرفت به کشورهای اسلامی سفر کند تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل نماید.

یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود:

{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:92]

ما امروز پیکرت را [از آب‏] نجات می‌دهیم تا عبرت آیندگان شوى، و همانا بسیارى از مردم از آیت‏هاى ما بى‏خبرند
این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: "من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم." منبع Rajanews.com - http://www.rajanews.com/detail.asp?id=50559


توسط : اندیشه |   نظر بدهید
      

قلبثق

در دهه? 1320 و اوایل دهه 1335، پس از سقوط حکومت رضاشاه پهلوی و ایجاد فضای بازتر، فعالیتهای سیاسی در بین دانشجویان دانشگاه تهران (تنها موسسه مدرن آموزش عالی آن زمان در ایران) بسیار افزایش یافت. در این دوران حزب توده، از نفوذ بسیاری در بین دانشجویان برخوردار بود چنانکه بنا به گزارشهای مختلف، بیش از نیمی از دانشجویان دانشگاه تهران عضو و یا هوادار این حزب بودند. اما در دوران نخست وزیری محمد مصدق و افزایش محبوبیت جبهه? ملی در اوایل دهه 1330، محوریت این حزب در دانشگاه به چالش کشیده شد. پس از وقوع کودتای 28 مرداد 1332، سازمانهای سیاسی تشکیل دهنده جبهه ملی، برای دوره کوتاهی در یک ائتلاف ضعیف، تحت نام نهضت مقاومت ملی به مقاومت سیاسی دست زدند و تظاهرات‌ها و اعتصابهای پراکنده‌ای در پاییز همان سال در دانشگاه تهران و همچنین بازار، از جمله در تاریخ 16 مهر و 21 آبان، در اعتراض به محاکمه مصدق برگزار شد. 

 

چند هفته پس از این وقایع، اعلام شد که روابط ایران و بریتانیا (که در زمان نخست وزیری مصدق قطع شده بود) از سر گرفته خواهد شد و ریچارد نیکسون نایب ریاست جمهوری وقت آمریکا برای دیدار رسمی به ایران خواهد آمد. این موضوع بهانه لازم برای اعتراضات را فراهم کرد و در 14 آذر به سفارش نهضت مقاومت ملی، دانشجویان فعال به سخنرانی در کلاسها پرداختند و ناآرامی تمامی محوطه دانشگاه تهران را فرا گرفت. دولت وقت برای پیشگیری از هرگونه اقدام بعدی تصمیم به سرکوب اعتراضات گرفت. سربازان و نیروهای ویژه ارتشی پس از هجوم به دانشگاه، به کلاسهای درس حمله کرده و صدها دانشجو را بازداشت و زخمی نمودند. نیروهای امنیتی در دانشکده فنی، اقدام به شلیک تیر کردند که موجب مرگ سه دانشجوی این دانشکده به نامهای احمد قندچی، آذر (مهدی) شریعت‌رضوی و مصطفی بزرگ‌نیا شد. فردای آن روز نیکسون به ایران آمد و دکترای افتخاری در رشته حقوق را در دانشگاه تهران که در اشغال مشهود نیروهای نظامی بود، دریافت کرد.

 

وقایع آذر 1332، نمایانگر واکنش دولت کودتا به فعالیتهای دانشجویی بود و به دنبال آن سرکوب نظام‌مند تمامی اشکال دیگر مخالفتها، روی داد. 16 آذر، توسط کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور که مرکز اجتماع و مباحثه مخالفان حکومت پهلوی در خارج از ایران بود، روز دانشجو نامیده شد. دانشجویان پس از آن، هر سال در این روز اعتصابهای دانشجویی به راه می‌انداختند و در واقع 16 آذرماه به معیار خوبی برای ارزیابی میزان نفرت از حکومت شاه و توانایی و نفوذ مخالفان در بین روشنفکران، تبدیل شد.[10] این روز از آنزمان، همچنان از اهمیت تاریخی برجسته‌ای در ایران برخوردار بوده است.

 


توسط : اندیشه |   نظر بدهید
      



جعل امضای اصلاح‌طلبان
به گزارش تسنیم، پس از آنکه رئیس جمهور نامه معرفی محمد فرهادی را برای رأی اعتماد نمایندگان مجلس به علی لاریجانی رئیس مجلس داد، خبری از امضای محمد فرهادی زیر نامه محمدخاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی از سران فتنه سال 88 در رسانه‌ها منتشر شد که واکنش‌های متفاوتی به این نامه صورت گرفت و با انتشار این خبر عباس عبدی، محمد فرهادی و محمد علی نجفی امضای نامه محمد خاتمی را که با عنوان "نظام در خطر اشاعه بیدادگری" تکذیب کردند، در حالیکه این نامه همچنان در آرشیو سایت محمد خاتمی وجود دارد و اسامی سه نفر نامبرده نیز به عنوان امضاکنندگان نامه وجود دارد.این در حالی است که پس از انتشار این نامه واکنش‌هایی از سوی 3 نفر از امضاکنندگان نامه صورت گرفت و محمدعلی پورمختار رئیس کمیسیون اصل 90 از تکذیب امضای نامه محمدخاتمی توسط محمدفرهادی خبر داد و گفت: در صحبتی که با آقای فرهادی داشتم درخصوص امضای نامه‌ای از طرف وی در سال 88 در حمایت از فتنه سوال کردم که فرهادی با اعلام برائت از فتنه 88 صراحتا گفتند که این نامه را امضا نکردند بلکه افرادی نام ایشان را در آن نامه قرار داده بودند.محمد فرهادی امروز در صحن علنی مجلس شورای اسلامی در جریان جلسه رأی اعتماد نمایندگان مجلس بار دیگر امضای نامه خاتمی را تکذیب کرد و گفت: بنده هیچ نامه‌ای را امضا نکرده‌ام که مجددا به صراحت می‌گویم، اما اینکه اسم بنده هست یا نیست، نمی‌دانم موضوع چه بوده است.همچنین عباس عبدی فعال سیاسی اصلاح‌طلب و از کسانی که نام وی جزو امضا کنندگان نامه محمدخاتمی وجود دارد طی یادداشتی امضای خود را در زیر نامه محمد خاتمی تکذیب کرد و نوشت: بنده در زمان رای اعتماد به آقای دکتر نجفی برای اولین بار از وجود چنین نامه‌ای مطلع شدم. هر چند هر فرد آشنایی با سیاست بر حسب سیاق نوشته و مجموعه‌ای که نام‌شان در ذیل متن آمده متوجه جعلی بودن آن می‌شود، علی هذا مجددا تاکید می شود که بنده به عنوان کسی که نامش در ذیل نامه آمده هیچگاه در جریان انتشار آن نبوده‌ام و از برخی دیگر از افرادی هم که نام‌شان هست پرسیدم بکلی اظهار بی اطلاعی می کردند.همچین محمد علی نجفی نیز پس از اظهارنظرهایی که در رابطه با تأیید امضای خود در زیر نامه محمدخاتمی به نقل از وی مطرح شده بود نامه‌ای را برای علی لاریجانی رئیس مجلس ارسال کرد و علی لاریجانی در صحن علنی مجلس در رابطه با نامه محمدعلی نجفی گفت:‌ دقایقی پیش سرپرست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نامه‌ای را به هیئت رئیسه ارائه کرد که نجفی در این نامه آورده است که من هیچ نامه‌ای را در زمینه? فتنه 88 امضا نکرده‌ام و قبلاً هم این را گفته بودم.با توجه به اینکه عباس عبدی طی یادداشتی نامه را جعلی می‌داند،سوال اینجاست که محمد خاتمی و سایت وی با چه هدفی امضای برخی فعالان سیاسی اصلاح‌طلب را جعل کرده و در زیر برخی نامه‌ها قید می‌کند؟


توسط : اندیشه |   نظر بدهید
      
   1   2      >



پیامهای عمومی ارسال شده


+ الله اکبر




+ وعده ما فردا میدان آزادی




+ آقای روحانی : عقل سالم در بدن سالم!؟!؟!؟!؟!




+ شیطان در دوزخ




+ ملاک کارتان دشمن باشد اگر از شما خوشحال بود بدانید کارتان اشتباه است و اگر عصبانی بود بدانید که کاری درست را انتخاب کردید .( امام خمینی (ره)




+ فاطمه خانم به همه دوستان سلام میرسونه




+ اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً اللهم صل علی محمد و آل محمد




+ مراسم تشییع و تدفین شهدای گمنام در دانشگاه آزاد اسلامی شهر ری




+ خودروی ملی پس از گران شدن بنزین




+ شهید گمنام